شمس الدين حافظ

323

سفينه حافظ ( فارسى )

به يك دو قطره كه ايثار كردى از ديده * بسا كه در رخ دولت « 1 » كنى كرشمه و ناز طهارت ار نه به خون جگر كند عاشق * بقول مفتى عشقش درست نيست نماز ز مشكلات طريقت عنان متاب اى دل * كه مرد راه نينديشد از نشيب و فراز « 2 » در اين مقام مجازى بجز پياله مگير * درين سراچهء بازيچه غير عشق مباز من از نسيم سخن چين چه طرف بربندم * چو سرو ، راست درين باغ نيست محرم راز اگر چه حسن تو از عشق غير مستغنيست * من آن نيم كه ازين عشقبازى آيم باز چه گويمت كه ز سوز درون چه مىبينم « 3 » * توان كه شرح دهم آصفا به سال دراز غزل‌سرائى ناهيد صرفه‌اى نبرد * در آن مقام كه حافظ برآورد آواز [ 1 ] [ زلفين سيه خم بخم اندر زده‌اى باز ] 6 * شماره مسلسل 371 زلفين سيه خم بخم اندر زده‌اى باز * وقت من شوريده بهم برزده‌اى باز زان روى نكو چشم بدان دور كه امروز * بر مه زده‌اى طعنه و بر خور زده‌اى باز بر ساغر عيشم زده‌اى سنگ و ليكن * با تو چه توان گفت كه ساغر زده‌اى باز از دود دل خسته‌ام اى دوست حذر كن * كاتش به من سوخته‌دل برزده‌اى باز من سر چو قلم بر سر سوداى تو دارم * با آنكه من سر زده را سرزده‌اى باز نقد سرهء قلب كه پالوده‌ام « 4 » از چشم * از سكهء رويم همه بر زر زده‌اى باز « 5 »

--> ( 1 ) غرض سعادت و اقبال است . ( 2 ) اين مصرع در چندين جا تكرار شده . ( 3 ) اين مصرع در خلخالى چنين است : « ملالتى كه بر وى من آمد از غم تو » ولى مسلما متن بهترست . ( 4 ) پالودن يعنى صاف كردن و صاف شدن ، و پاك كردن و پاك شدن ( 5 ) در قدسى اين بيت اضافه آمده است : زد زمزمه عشق تو راه من سرمست * آرى صنما راه قلندر زده‌اى باز [ 1 ] پاورقى غزل 5 - بتوضيح پاورقى غزل شماره يك از حرف ز مراجعه شود . كه سه بيت اخير در پاورقى آن آمده است